جوجو برای ندا یه متنی رو نوشته بود، بعد ازم خواست منم یه شعر بنویسم تا به متنش اضافه کنه، این شعر تقدیم به ندای پیروزی ما :
دستاتون تو دست هم، حلقه زدین، دور سنگ قبر خواهرم ندا، بغضتون محتاج یک تلنگر، قلباتون همه شکسته بی صدا// گرچه قلبتون شکسته، اما هنوزم می زنه، خشم و فریاد شما، مشت شما، کوهو از جا می کنه//می دونم که دیو خونخوار، مست و تشنه شکار، خیلی راحت خون میریزه، دیو که عقل و دل نداره//نمی دونه هر چی بیشتر خون بریزه، حلقه ما تنگ و تنگ و تنگ میشه، تا یه روزی به خودش میاد که دیگه، سنگی رو هیچ سنگی دیگه بند نمیشه.
نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت
12:1 توسط شاگرد تنبل سابق| |

