بیا تا دیگر خط کش هایمان هیچ اندازه ای را نشان ندهد. بیا تا دیگر ثانیه ها را به دقیایقمان راه ندهیم. بیا تا باز هم بی بال و پر اوج بگیریم. بیا تا یکصدا فریاد بزنیم : دنیای کوچک ما٫ خیالی نیست٫ شیشه ای نیست٫کاغذی و پوشالی هم نیست. دنیای کوچک ما اصلا کوچک نیست. تا وقتی مهمترین دلخوری ما سر آن دکمه های رنگی ست که برایم نیاوردی٫ شناسنامه به چه کارمان میاید؟ یادم باشد برای خانه تکانی سال بعد دورشان بیندازم...
زمستان امسال خانه دلم احتیاج به خانه تکانی نداشت... نه قهری٫نه بغضی٫ نه کینه ای...
به گواه دفتر خاطراتم زمستون امسالم برام مثل تموم زمستونای عمرم پر شادی و شور و هیجان بود. یادم نمیاد حتی یه بار دفتر خاطراتم تو فصل زمستون بوی غم و غصه داده باشه. کاشکی همه فصلای دنیا زمستون بودن...زمستون خیلی دوست دارم. اما از بهار می ترسم. همیشه برام فصل پر اضطرابی بوده. بهار رو هیچ وقت دوست نداشتم. با اینکه خودم تو همین فصل گل و شکوفه به این دنیا اومدم اما همیشه مث یه برگ خشکیده زیر دست و پای آدما خرد شدم. بهار همیشه سرآغاز اتفاقاتی بوده که آخرش همیشه تلخ و دردناک تموم می شده! تابستونا بدتر! برگ برگ دفتر خاطراتم وقتی به این فصل سال میرسی بوی غم میده. اما فصل پاییز که هیچ وقت برام چیز خاصی نداشت و باز هم زمستان دوست داشتنی من. منتظرت می مونم زمستانم!
پ ن ۱ : دایی شدم![]()
پ ن ۲ : هنوز رای ندادم.دوست ندارم شرکت کنم اما بابا میگه برو یه مهر بخوره رو شناسنامه ات. از حزب اصولگرا که اصلا خوشم نمیاد. اصلاح طلبا هم که دیگه چیزی ازشون نمونده همه رد صلاحیت شدن. تازه اینجا من کسی رو نمی شناسم به کی رای بدم آخه بعد نوشت : تونستم بابا رو توجیه کنم! رای ندادم![]()
![]()
پ ن ۳ : چهارشنبه سوری یادتون نره. جشن نوروزم مبارکتون باشه![]()

پ ن ۴ : این آهنگ جدید خیلی آرومم می کنه.
پ ن ۵ : "وبلاگ بسیار زیبایی دارید. آماده تبادل لینک هستم"! آخه ای آدم با انصاف! اگه وبلاگ خیلی خوبی دارم خوب بهش لینک بده. دیگه چرا تبادل لینک؟ ایکاش یکی هم میومد بگه "وبلاگ خیلی مزخرفی داری. با این وجود بهت لینک دادم." لطفا از اینجور نظرات ندین خوشم نمیاد حذفشون می کنم!

